محمد بن حسين رازي

432

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )

از حاجب بن سلمان بن احمد ، از ابو مؤرج السدوسى ، گفت : عثمان بن خاقاه را ديدم در بيت المقدس و او پيش ابو جعفر بن منصور رفته بود و بر دست وى مسلمان شده ، و او عالم بود ، حجت مىگرفت و بيان مىكرد از اسماء رسول و ائمه دوازده‌گانه ، چنان كه يهود انكار آن نمىتوانستند كرد ، از بهر آنكه آن عالم بود به توريت . روزى مرا گفت : يا مؤرج ، در توريت سيزده نام است : اول محمد و بعد از او دوازده از اهل البيت وى اوصيا و خلفاء محمد باشند و بعد ازو خداى تعالى در تورية ياد كرده است و اينها كه بعد ازو امارت كردند . تيم و عدى و بنى اميه هيچ يك در آن اسماء نيست . ظن من چنان است كه آنچه شيعه مىگويند حق است . گفتم : اول مرا خبر ده . گفت : عهدى بكن كه با شيعه نگوئى كه بر من غلبه كنند . گفتم : مرا از آن خبر ده چه مىترسانى و چه مىترسى . ملك گفت : از بنى عباس هيچ كس از ميان اسماء نيست ، بلكه ايشان از اولاد محمد است و ائمه ازو در زمين ايشان‌اند . مؤرج گفت : با وى عهد كردم كه با شيعه نگويم الا بعد از موت وى ، اگر زنده باشم . چون عهد و ميثاق از من بستد بر شمرد ، گفت : شموعيل ، شماعيحو ، وهثى بير ، حتى اشو ، بمايدشيم ، عوشور ، بشيم ، بوليد ، وثير الغوى ، قويوم ، كودوحان ، لافدود ، و هوى . گفت : در تورات مىگويد كه از پشت شموعل مبارك كه صلوات من برو باد و قدسم فرزندى بيرون آيد ، و اين ائمه از نسل ايشان باشند و ذكر ايشان باقى باشد تا قيامت ، و قيامت بديشان برخيزد . خنك آن كسى را كه ايشان را به - حقيقت بشناسد . شموعيل نام رسول است و آنچه از صلب او بيرون آمد يعنى فاطمه كه مادر يازده امام است صلوات اللّه عليهم . اين باب را به ذكر صاحب الزمان ختم خواهيم كرد به حكايتى از قول بنى ساسان : روايت كند از ابو عبد اللّه الحسين [ گ 15 ] بن على بن سفيان البزوفرى ، از ابو شجانى از پدرش ، از محمد بن سليمان الديلمى ، از پدرش ، از ابو شحانى بن نوركان ، گفت : جدم مرا خبر داد ، گفت :